کاش بشه هیچوقت باهاش چشم تو چشم نشم دیگه ! هربار دیدنش حالم رو به هم میریزه . رفته دنبال زندگیش . راهش رو انتخاب کرده ولی با رفتنش احساس میکنم قلبم مثل به حفره توخالی شده. انگار با رفتنش، اون بخش از احساساتم مرد ! گاهی هم با خودم میگم، شاید بهتر شد که نشد! زیادی شبیه هم بودیم.من نمیتونستم اونقدر فداکار باشم .اونقدر صبور. شاید هم بقول شادمهر، یه وقتایی نتونستن برای هر دومون خوبه ! قبول کردم، رفتنت رو ولی نمیدونم چرا هنوزم به یاد تو میافتم؟! منبع
درباره این سایت